الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
50
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
سرعت جنازهاش را به قلعه منتقل مىكردند . در آن روز سه نفر از اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به نامهاى : ابو صيّاح ، حارث بن حاطب و عدىّ بن مرّة جلوى در قلعه شهيد شدند . ( 1 ) سپس پرچمدار ما حمله كرد و ما هم از او پيروى كرديم تا اينكه يهوديان را به داخل قلعه رانديم و آنها را تا داخل قلعه تعقيب كرديم . وقتى وارد قلعه شديم ، آنها گيج شده بودند . به هر كدام مىرسيديم ، او را مىكشتيم و يا اسير مىكرديم . آنها از هر سو فرار مىكردند و مىخواستند كه به قلعهء زبير بروند . ما هم آنها را رها كرديم تا فرار كنند . سپس مسلمانان بر فراز ديوارهاى قلعه رفتند و به مدت زيادى تكبير گفتند . در آن قلعه مقدار زيادى غذا از جو و خرما و روغن و عسل و پيه يافتيم كه گمان نمىكرديم اين همه غذا در آنجا باشد . جارچى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اعلام كرد : بخوريد و به حيوانهايتان بخورانيد ؛ امّا چيزى را با خود برنداريد . مسلمانان در طول مدت اقامت در آنجا غذاى خود و علف چارپايان خود را از اين قلعه بر مىداشتند و هيچ كس از اينكه غذا و علف مورد احتياج خود را بردارد ، منع نمىگرديد ، بدون اينكه خمس آنها برداشته شود . ( 2 ) در اين قلعه خمرههاى بزرگى از شراب را يافتند كه نمىتوانستند آنها را جابجا كنند ؛ از اين رو رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دستور داد كه خمرهها را شكستند و شراب در قلعه جارى شد . و از ابى ثعلبه خشنى روايت كرده است : در قلعه ظروف و ديگهايى از مس و روى يافتيم كه يهوديان با آنها غذا و آب خورده بودند ؛ براى همين از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در اين باره سؤال كرديم . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : ابتدا در آنها مقدارى آب را بجوشانيد و سپس در آن غذا را طبخ كنيد و يا غذا و آب بخوريد . در آن قلعه تعداد زيادى گاو و الاغ و گوسفند و سلاحهاى جنگى و منجنيق و قلعه خراب كن يافتيم ، از اين رو فهميديم كه آنها گمان مىكردهاند محاصرهء قلعه تا مدتها طول مىكشد ؛ امّا خداوند شكست آنها را تسريع كرد . در اين قلعه بيست توپ پارچه از بهترين بافتههاى يمن و هزار و پانصد قطيفه يافتند . ( 3 ) در اين ميان يكى از مسلمانان به نام عبد اللّه كه نمىتوانست شرابخوارى را ترك كند و براى همين رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله او را چندين بار شلاق زده بود ، آن روز هم نتوانست خوددارى كند و مقدارى از شراب يهوديان را نوشيد . خبر آن به اطلاع رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رسيد و آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله چند لنگه كفش به او زد و وى را از قلعهء يهوديان بيرون كرد . « 1 » سپس منجنيق و دو قلعه خراب كنى را كه آن مرد يهودى خبر آنها را داده بود از مخفيگاه خارج كردند و سپرها و شمشيرها و كلاهخودها را به غنيمت گرفتند . ( 4 ) يهوديانى كه از قلعههاى نطاة ؛ يعنى قلعهء ناعم و قلعهء صعب بن مُعاذ بودند به قلعهء زبير نقل مكان
--> ( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 662 - 665 .